در

توی حیاط بودم. وارد سالن شدم و در حیاط را روی هم گذاشتم. پدرم گفت:عزیز من، وقتی میای تو،این در رو روی هم نذار. قشنگ ببندش . هی باد میاد می زندش به هم . می ره رو اعصابمون. باید هر بار پا شم ببندمش. در اتاقت رو هم یواش ببند. چراغش رو هم خاموش کن. چراغ آشپرخونه رو هم اگر مادرت یادش رفت خاموش کنه خاموش کن. هر بارم که می ری حموم یادت نره حوله ببری که این همه زنگ نزنی. دوش رو هم بزن پایین که وقتی کسی می ره آب یه دفعه نریزه رو سرش. واکس هم که می زنی کفشتو ، آروم واکس بزن همه جا پر واکس نشه . کفش منم واکس بزن. اگه هم با ماشین من رفتی بیرون ، اولا که بیخود، دوما ماشین رو تو دنده خاموش نکن، یه بار شش متر پرت شدم جلو. این همه هم از این ژلها به کله ات نزن. کچل می شی! از این گوشیها هم نذار تو گوشت آهنگای گم گم گوش کنی. آخر گوشت کر می شه !
من فقط مات و مبهوت نگاه می کردم. آرام گفتم:((چشم )) فکر کنم که دق دلی بیست و چند ساله رو می خواستن خالی کنند. فقط دنبال بهونه بودند!

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maral

جمعه باشه هوا هم بارونی باشه روز آخر تعطیلات هم باشه شنبه هم کلاس داشته باشی دیگه ادامه نمیدم کافیه سینه بزن لامصب …[نیشخند]

maral

چرا غمگین آقا احمد ؟[دلشکسته]

منیژه

Loading… ████▒▒ 10% Loading… ████▒▒ 20% Loading… ████▒▒ 30% Loading… ████▒▒ 40% Loading… ████▒▒ 50% Loading… ████▒▒ 60% Loading… ████▒▒ 70% Loading… ████▒▒ 80% Loading… ████▒▒ 90% . . . . . . . . . . . . UPДм

سمانه

امیدوارم تو سال جدید به تمام آرزوهات برسی و همیشه شاد باشی. [گل]

غزل

[خنده] باحال بود! البته همه پدر و مادر اینجورین![گل]

هدیه

سلام دوست عزیزم ممنون ک بهم سر زدی دوباره بیا وبم مطالب جدیدی دارم وبتو خوندم خییلی عالیه باتبادل لینک موافق بودی خبر بده ولی حتما بم سر بزن هندت درد نکنه دمت وارم

× Marilyn ×

heeee [نیشخند] jaleb bud [نیشخند] Vali maman baba ha har juri bashan , Eshghan[قلب][قلب][قلب]

مسعود

خوب راست میگند گوش کن خخخخخخ

نيلوفر

سلام گلم آخییییییییییییییی چه چشم مظلومانه ای گفتی [لبخند]