عادت

آهسته گفتم:((دوستت دارم, دوستت دارم, دوستت دارم)) بر خلاف تصورم بیدار بود  و گفت:((با من هرگز در زندگی روی آرامش را نخواهی دید به تو هشدار می دهم.چون نمی خواهم از من خسته شوی و به من عادت کنی و حتی اگر برای به دست آوردن مدارک اقامت قانونی با تو ازدواج کنم هرگز همسرت نخواهم بود.می خواهم همیشه محبوبت باشم مثل امشب.چون این طور همیشه دیوانه ی من باقی می مانی.))

 از کتاب"دختری از پرو" نوشته ماریو بارگاس یوسا برنده جایزه نوبل ادبیات2010

/ 7 نظر / 10 بازدید
شادی

هی.............................[گریه]

☠ زهـــــ ـــ ـــــرا ☠

آسمان اینجا آبی ست!! من بین غریبه ها نیستم...همه آشنایند! میدانی؟ پوسیده است... دلم بین همه آشنایان غریبه! ............احساس حباب را حالا میفهمم... وقتی روی آب نگران ترکیدن است. [ناراحت]

reihane

hagh dare dg,ras mige mardaro bayadhamishe bezari to khomari[خنده][خنده][قهقهه] damet garm,kheili bahal bod

reihane

vase hame pasokh mizari vase man nemizari?asan dge nemiam pishet [ناراحت] [قهر]