رویایت..

تو موهایت را می بافی و من رویایت را ...        



/ 20 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maral

[لبخند] کاش لبخند بودم [لبخند] [گل] درست روی لبت [گل] [قلب][بغل]نقش می بستم ![قلب][بغل] * سلام .... من برگشتم [رویا] *

سهیلا

دلتنــــــگی سهمــ ماستــ از خاطراتـــی که یک روز خاطـــره نبودند .... زندگــــــی بودنـــد....

s

[رویا][رویا][رویا][رویا][رویا] هعیییییییی انقد رویا بافی نکن[نیشخند]

maral

سلام [لبخند][لبخند] [قلب]وبلاگتون فوق العاده است آقا احمد ...[رویا]

مسعود

سلام احمد خوبی خیلی جالب و قشنگ بود

ویولون

به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصد ها ییست که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک . روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح،به سر تپهی معراج شقایق رفتم پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است: تا نسیم عطشی در بن برگی بدود، زنگ باران به صدا می آید. آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست. به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.

عاطفه

نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین ها پایان نمی پذیرد بلكه دیر یا زود برد با آن كسی است كه بردن را باور دارد

حانیه

در صدا کردن نام تو یک “کجایی” پنهان است یک “کاش می بودی” یک “کاش باشی” !