جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال

جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

بدار یک نفس ای قاید این زمام جمال
که دیده سیر نمیگردد از نظر به جمال

دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل
پیام ما که رساند مگر نسیم شمال

به تیغ هندی دشمن قتال مینکند
چنان که دوست به شمشیر غمزه قتال

جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مردست در کمند غزال

تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال

اگر مراد نصیحت کنان ما اینست
که ترک دوست بگویم تصوریست محال

به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر به درنرود همچنان امید وصال

حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیده خونین نبشته صورت حال

سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال

به ناله کار میسر نمیشود سعدی
ولیک ناله بیچارگان خوشست بنال

/ 4 نظر / 4 بازدید
یه دوست

خدایا خودخواهی را چنان در من بکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.... سلام خیلی شعر قشنگی بود . ممنون که به هر دو وبم سر می زنین[لبخند][گل]

یه دوست

عید زیباى برائت از عدو دارد ربیع / عید میلاد دو دلدار نکو دارد ربیع موسم سرمستى دلهاى شیدا آمده / مصطفى با حضرت صادق به دنیا آمده . . . ولادت حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع) بر شما مبارک[گل] ________________ سلام ممنون از حضورتون . چشم حتما . به زودی فصل جدید رو شروع می کنم[لبخند][گل]

زهرا

سلام ، نظر لطف شماست قسمت نظرات اون پست غیر فعاله بابت تبریک هم ممنون !

♥ ƵΔĦЯΔ ♥

در آغــــوش خـدا گــريــستم.... تـا نـوازشــم کـــند... پرســــيد: فـرزنـدم پـــس حوايت کـــــــــو؟؟؟! اشـکهايـــم را پـــــاک کـــــردم و گــفــتـم: درآغوش آدم ديگر