فراسوی نیک و بد

آنچه از سر عشق انجام می شود،فراسوی نیک و بد است. نیچه

 
فقر
نویسنده : احمد - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥
 

کتاب را از قفسه ی کتابفروشی برداشت.شروع به ورق زدن کتاب کرد:((میخواهم بگویم، فقر همه جا سر میکشد، اما فقر، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست، فقر، چیزی را 'نداشتن' است ، ولی ، آن چیز پول نیست، طلا و غذا نیست، فقر، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته یک کتابفروشی می نشیند!...))
خیلی از کتاب خوشش آمد.

دوست داشت کتاب را بخرد.نگاهی به قیمت کتاب کرد.با خودش گفت((از یک کتابخانه امانت می گیرم.))
ولی دیگر از کتاب خوشش نمی آمد.