فراسوی نیک و بد

آنچه از سر عشق انجام می شود،فراسوی نیک و بد است. نیچه

 
درد فقیرا
نویسنده : احمد - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸
 

همیشه به عنوان یکی از حکمت های روزه گرفتن به ما گفتند با روزه گرفتن درد فقیرا رو احساس می کنیم و با آنها همدردی می کنیم,ولی واقعا درد فقیرا چیه؟درد فقیرا اینه که از صبح تا شب گرسنگی می کشند و به ساعت نگاه می کنند و به دلشون صابون می زنند
که تا چند ساعت دیگه باید صبر کنند تا بهترین غذاها رو بخورند؟
درد فقیر این نیست که یه لقمه نون برای خوردن نداره,درد فقیر اینه که ذره ای امید به آینده نداره.
به این افتخار می کنیم که توی کشور ما کسی سر گرسنه زمین نمی ذاره,کاری به راست و دروغش نداریم(چون اصولا این مساله مدت هاست توی کشور ما اهمیتی نداره)ولی کسی هم سرشو بدون دغدغه ی فرداش زمین می ذاره؟
یه نفر اگه از صبح تا شب آب و غذا نخوره درد دانشجویی که نمی دونه بعد از این همه درس خوندن کاری براش گیر میاد یا نه رو می فهمه؟
درد کارگری که ماشین حساب دستش گرفته و داره حساب می کنه چند سال باید هیچ خرجی نکنه تا بتونه خونه بخره رو می فهمه؟
درد جوونی که حق نداره عاشق بشه چون جیباش خالیه رو می فهمه؟
شاید یه جوون هیچ وقت توی زندگیش درد گرسنه بودن رو نچشیده باشه,ولی وقتی توی ذهنش هیچ چیز تاریک تر از آینده نیست,این جوون فقیر نیست؟