فراسوی نیک و بد

آنچه از سر عشق انجام می شود،فراسوی نیک و بد است. نیچه

 
احتمال
نویسنده : احمد - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٢
 
 
درس شیرین آمار و احتمالات مهندسی.
جلسه ی اول :هنوز اول ترم است و من جوگیر هستم.ردیف جلو نشسته ام.استاد یک مثال می نویسد.می گوید این سوال ساده است یک نفر داوطلبانه بیاید و حل کند. به من اشاره می کند و می گوید:شما که معلوم است دانشجوی مصممی هستید بیایید و حل کنید. پای تخته رفتم و با کمک استاد مسئله را حل کردم.همکاری خوبی بود.به این ترتیب که استاد می گفت و من می نوشتم.
جلسه ی دوم:کمی دیر می رسم.ده دقیقه از کلاس گذشته است.در را باز می کنم و وارد می شوم.همه می زنند زیر خنده .متوجه می شوم که در همان ده دقیقه استاد درس را شروع کرده و به یک قضیه رسیده و قرار شده اولین کسی که وارد کلاس شد ،قضیه را اثبات کند.
جلسه ی سوم:استاد یک مسئله می نویسد و از ما می خواهد حل کنیم.کیفم را روی زمین گذاشته ام خم می شوم تا از کیفم خودکار در بیاورم.صدای استاد را می شنوم:کی رفت قایم شد!؟ردیف دوم از آخر .شما بیاید پای تابلو لطفا.سریع بالا آمدم و گفتم:من استاد؟استاد گفت:اه،بازم شما هستید؟بله بفرمایید پای تابلو
جلسه ی چهارم:استاد از یکی از بچه ها می خواهد که یک شماره از 1تا62بگوید برای حل داوطلبانه ی سوال!شماره ی 22.استاد به لیست نگاه می کند.اسم را صدا می زند.می روم پای تابلو.
جلسه ی پنجم:استاد این بار هم از یکی از بچه ها برای انتخاب داوطلب برای حل مسئله کمک می گیرد.شماره ی20.نفس راحتی می کشم .استاد به لیست نگاه می کند.اسم را صدا می زند.می گویم :استاد و لی من جلسه ی قبل شماره ی 22بودم.استاد گفت:بله ،درسته،این لیست جدیده،بعد از حذف و اضافه گرفتم .بفرمایید پای تابلو!
وبدین ترتیب در همان پنج جلسه ی اول درس آمار و احتمالات مهندسی ،تمام قوانین احتمال زیر سوال رفت